خوش اومدین
و سلامی بانشاط تر به عاشقان مکانیک
ازین که وبلاگ این بنده حقیرو لایق نگاهای قشنگتون دونستین بینهایت ممنونم
امیدوارم مطالب این وبلاگ براتون مفید باشه
نظرای شما میتونه این وبلاگو زیباتر و مفیدتر کنه
به امید فردایی روشن تر...
و سلامی بانشاط تر به عاشقان مکانیک
ازین که وبلاگ این بنده حقیرو لایق نگاهای قشنگتون دونستین بینهایت ممنونم
امیدوارم مطالب این وبلاگ براتون مفید باشه
نظرای شما میتونه این وبلاگو زیباتر و مفیدتر کنه
به امید فردایی روشن تر...
حجم دندانه کاسته شده ضرب در تعداد چرخ دندانه چرخ دنده محرک ، حجم سيال پمپ شده به ازاي هر دور چرخش محور را مشخص مي نمايد.
◄ پمپ هاي پره اي :
به طور کلي پمپ هاي پره اي به عنوان پمپ هاي فشار متوسط در صنايع مورد
استفاده قرار مي گيرند. سرعت آنها معمولا از 1200 rpm تا 1750 rpm بوده و
در مواقع خاص تا 2400 rpm نيز ميرسد. بازده حجمي اين پمپ ها 85% تا 90% است
اما بازده کلي آنها به دليل نشت هاي موجود در اطراف روتور پايين است (
حدود 75% تا 80% ). عمدتا اين پمپها آرام و بي سر و صدا کار مي کنند ، از
مزاياي جالب اين پمپ ها اين است که در صورت بروز اشکال در ساختمان پمپ بدون
جدا کردن لوله هاي ورودي و خروجي قابل تعمير است.
فضاي بين روتور و رينگ بادامکي در در نيم دور اول چرخش محور ، افزيش يافته و
انبساط حجمي حاصله باعث کاهش فشار و ايجاد مکش مي گردد، در نتيجه سيال به
طرف مجراي ورودي پمپ جريان مي يابد. در نيم دور دوم با کم شدن فضاي بين پره
ها سيال که در اين فضاها قرار دارد با فشار به سمت خروجي رانده مي شود.جريان بوجود آمده به ميزان خروج از مرکز(فاصله دو مركز) محور نسبت به روتور
پمپ بستگي دارد و اگر اين فاصله به صفر برسد ديگر در خروجي جرياني نخواهيم
داشت.
پمپ هاي پره اي که قابليت تنظيم خروج از مرکز را دارند مي توانند دبي هاي
حجمي متفاوتي را به سيستم تزريق کنند به اين پمپ ها ، جابه جايي متغيير مي
گويند. به خاطر وجود خروج از مرکز محور از روتور(عدم تقارن) بار جانبي وارد
بر ياتاقان ها افزايش مي يابد و در فشار هاي بالا ايجاد مشکل مي کند.
براي رفع اين مشکل از پمپ هاي پره اي متقارن (بالانس) استفاده مي کنند. شکل
بيضوي پوسته در اين پمپ ها باعث مي شود که مجاري ورودي و خروجي نظير به
نظير رو به روي هم قرار گيرند و تعادل هيدروليکي برقرار گردد. با اين ترفند
بار جانبي وارد بر ياتاقان ها کاهش يافته اما عدم قابليت تغيير در جابه
جايي از معايب اين پمپ ها به شمار مي آيد.( چون خروج از مرکز وجود نخواهد
داشت)
حداکثر فشار قابل دستيابي در پمپ هاي پره اي حدود 3000 psi است.
◄ پمپ هاي پيستوني :
پمپ هاي پيستوني با دارا بودن بيشترين نسبت توان به وزن، از گرانترين پمپ
ها هستند و در صورت آب بندي دقيق پيستون ها مي تواند بالا ترين بازدهي را
داشته باشند. معمولا جريان در اين پمپ ها بدون ضربان بوده و به دليل عدم
وارد آمدن بار جانبي به پيستونها داراي عمر طولاني مي باشند، اما به خاطر
ساختار پيچيده تعمير آن مشکل است.
از نظر طراحي پمپ هاي پيستوني به دو دسته شعاعي و محوري تقسيم مي شوند.
پمپ هاي پيستوني محوري با محور خميده (Axial piston pumps(bent-axis type)) :
در اين پمپ ها خط مرکزي بلوک سيلندر نسبت به خط مرکزي محور محرک در موقعيت
زاويه اي مشخصي قرار دارد ميله پيستون توسط اتصالات کروي (Ball &
socket joints)به فلنج محور محرک متصل هستند به طوري که تغيير فاصله بين
فلنج محرک و بلوک سيلندر باعث حرکت رفت و برگشت پيستون ها در سيلندر مي
شود. يک اتصال يونيورسال ( Universal link) بلوک سيلندر را به محور محرک
متصل مي کند.ميزان خروجي پمپ با تغيير زاويه بين دو محور پمپ قابل تغيير
است.در زاويه صفر خروجي وجود ندارد و بيشينه خروجي در زاويه 30 درجه بدست
خواهد آمد.
پمپ هاي پيستوني محوري با صفحه زاويه گير (Axial piston pumps(Swash plate)) :
در اين نوع پمپ ها محوربلوک سيلندر و محور محرک در يک راستا قرار مي گيرند و
در حين حرکت دوراني به خاطر پيروي از وضعيت صفحه زاويه گير پيستون ها حرکت
رفت و برگشتي انجام خواهند داد ، با اين حرکت سيال را از ورودي مکيده و در
خروجي پمپ مي کنند. اين پمپ ها را مي توان با خاصيت جابه جايي متغير نيز
طراحي نمود. در پمپ هاي با جابه جايي متغيير وضعيت صفحه زاويه گير توسط
مکانيزم هاي دستي ، سرو کنترل و يا از طريق سيستم جبران کننده تنظيم مي
شود. حداکثر زاويه صفحه زاويه گير حدود 17.5 درجه مي باشد.
◄ پمپ هاي شعاعي (Radial piston pumps) :
در اين نوع پمپ ها ، پيستون ها در امتداد شعاع قرار ميگيرند.پيستون ها در
نتيجه نيروي گريز از مرکز و فشار سيال پشت آنها همواره با سطح رينگ عکس
العمل در تماسند.
براي پمپ نمودن سيال رينگ عکس العمل بايد نسبت به محور محرک خروج از مرکز
داشته باشد. در ناحيه اي که پيستون ها از محور روتور فاصله
دارند خلا نسبي بوجود آمده در نتيجه مکش انجام ميگيرد ، در ادامه دوران
روتور، پيستون ها به محور نزديک شده و سيال موجود در روتور را به خروجي پمپ
مي کند. در انواع جابه جايي متغيير اين پمپ ها با تغيير ميزان خروج از
مرکز رينگ عکس العمل نسبت به محور محرک مي توان مقدار خروجي سيستم را تغيير
داد.
◄ پمپ هاي پلانچر (Plunger pumps) :
پمپ هاي پلانچر يا پمپ هاي پيستوني رفت و برگشتي با ظرفيت بالا در هيدروليک
صنعتي کاربرد دارند. ظرفيت برخي از اين پمپ ها به حدود چند صدگالن بر
دقيقه مي رسد.
پيستون ها در فضاي بالاي يک محور بادامکي (شامل تعدادي رولر برينگ خارج از
مرکز) در آرايش خطي قرار گرفته اند. ورود و خروج سيال به سيلندرها از طريق
سوپاپ ها(شير هاي يک ترفه) انجام مي گيرد.
◄ راندمان پمپ ها (Pump performance):
بازده يک پمپ بطور کلي به ميزان تلرانسها و دقت بکار رفته در ساخت ، وضعيت
مکانيکي اجزاء و بالانس فشار بستگي دارد. در مورد پمپ ها سه نوع بازده
محاسبه مي شود:
1- بازده حجمي که مشخص کننده ميزان نشتي در پمپ است و از رابطه زير بدست مي آيد
( دبي تئوري كه پمپ بايد توليد كند /ميزان دبي حقيقي پمپ )=بازده حجمي
2- بازده مکانيکي که مشخص کننده ميزان اتلاف انرژي در اثر عواملي مانند
اصطکاک در ياتاقان ها و اجزاي درگير و همچنين اغتشاش در سيال مي باشد.
(قدرت حقيقي داده شده به پمپ /قدرت تئوري مورد نياز جهت کار پمپ ) = بازده مکانيکي
3- بازده کلي که مشخص کننده کل اتلاف انرژي در يک پمپ بوده و برابر حاصضرب بازده مکانيکي در بازده حجمي مي باشد.
۶) اطمینان
در سیستم های هیدرولیک و نیوماتیک نسبت به سایر سیستمهای مکانیکی که قطعات محرک کمتری دارد و میتوان در هر نقطه به حرکتهای خطی یا دورانی با قدرت بالا و کنترل مناسب دست یافت ، چون انتقال قدرت توسط جریان سیال پر فشار در خطوط انتقال (لوله ها و شیلنگ ها) صورت میگیرد ولی در سیستمهای مکانیکی دیگر برای انتقال قدرت از اجزایی مانند بادامک ، چرخ دنده ، گاردان ، اهرم ، کلاچ و... استفاده میکنند. در این سیستمها میتوان با اعمال نیروی کم به نیروی بالا و دقیق دست یافت همچنین میتوان نیرو های بزرگ خروجی را با اعمال نیروی کمی (مانند بازو بسته کردن شیرها و ...) کنترل نمود. استفاده از شیلنگ های انعطاف پذیر ، سیستم های هیدرولیک و نیوماتیک را به سیستمهای انعطاف پذیری تبدیل میکند که در آنها از محدودیتهای مکانی که برای نصب سیستمهای دیگر به چشم می خورد خبری نیست. سیستم های هیدرولیک و نیوماتیک به خاطر اصطکاک کم و هزینه پایین از راندمان بالایی برخوردار هستند همچنین با استفاده از شیرهای اطمینان و سوئیچهای فشاری و حرارتی میتوان سیستمی مقاوم در برابر بارهای ناگهانی ، حرارت یا فشار بیش از حد ساخت که نشان از اطمینان بالای این سیستمها دارد. اکنون که به مزایای سیستم های هیدرولیک و نیوماتیک پی بردیم به توضیح ساده ای در مورد طرز کار این سیستمها خواهیم پرداخت. برای انتقال قدرت به یک سیال تحت فشار (تراکم پذیر یا تراکم ناپذیر) احتیاج داریم که توسط پمپ های هیدرولیک میتوان نیروی مکانیکی را تبدیل به قدرت سیال تحت فشار نمود. مرحله بعد انتقال نیرو به نقطه دلخواه است که این وظیفه را لوله ها، شیلنگ ها و بست ها به عهده میگیرند . بعد از کنترل فشار و تعیین جهت جریان توسط شیرها سیال تحت فشار به سمت عملگرها (سیلندرها یا موتور های هیدرولیک ) هدایت میشوند تا قدرت سیال به نیروی مکانیکی مورد نیاز(به صورت خطی یا دورانی ) تبدیل شود. اساس کار تمام سیستم های هیدرولیکی و نیوماتیکی بر قانون پاسکال استوار است.
ناشر : مركز نشر دانشگاهی
مولف : دیوید جی. اولمن
ترجمه : دكتر علی امیرافضلی
ویراسته : محبوبه مسگر تهراني
تاریخ اولین چاپ : 1384
چاپ آخر : چاپ اول-1384
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 440
شابک : 964-01-1222-4
توضیحات : كتاب شامل پژوهش اصیل، تحقیق در مورد صنایع در ایالات متحده، شیوه های طراحی در كشورهای دیگر، و ماحصل رهیافت های آموزشی مؤلف در كلاسهای درسی است. از نظر نگارنده - تنها راه یادگیری طراحی، طراحی كردن است. - طراحی در مهندسی شامل دانش پدیدآوری ایده ها، ارزشیابی ایده ها، و دانش ایجاد ساختار فرایند طراحی است. - مهارت و تجربه و آموزش راه حصول به محصول با كیفیت است. - طراحی را باید در محیط های آموزشی و همزمان در محیط های صنعتی آموخت. سه فصل اول به طراحی در مهندسی مكانیك، تعریف اصطلاحات، شرح نقش انسان در طراحی اختصاص دارد. در فصول بعدی یك روش طراحی عرضه می شود تا خواننده را از مسالة طراحی تا رسیدن به جواب آماده برای ساخت و سوار كردن هدایت كند. مخاطبان دانشجویان سالهای آخر كارشناسی، دانشجویان تحصیلات تكمیلی و مهندسان حرفه ای اند.
"ABAQUS نرم افزاری برای تحلیل های المان محدود میباشد. این نرم افزار بطور گسترده ای در صنعت اتومبیل سازی، هوافضا و صنایع ساخت کالاهای صنعتی مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین این بسته نرمافزاری به خاطر قابلیت گسترده در مدل سازی مواد مختلف و نیز توانائی سفارشی کردن(Customize) آن بوسیله برنامه نویسی، در محیطهای تحقیقاتی آکادمیک بسیار محبوبیت دارد. در ابتدا ABAQUS برای بررسی رفتارهای فیزیکی غیرخطی طراحی شده است. در نتیجه این این بسته ی نرم افزاری دارای گستره ی وسیعی از مدل های مواد می باشد."
مطلب بالا گزیده ای بود از توضیحات مربوط به این نرم افزار در دایرۀ المعارف Wikipedia. این بسته نرمافزاری دارای شهرت منحصر به فردی در زمینه تکنولوژی ، کیفیت و قابلیت اطمینان میباشد. این نرمافزار دارای قابلیت پیاده سازی بر روی کامپیوترهای می باشد.
کاربردهای نرم افزار:
1صنعت اتومبیل سازی: این نرم افزار کاربرد گسترده ای در این صنعت دارد و استفاده کننده گان از آن را قادر به ارزیابی و بهینه کردنکارایی و قابلیت اعتماد طراحی و فرآیند ساخت می کند. از کاربردهای abaqus در این صنعت می توان به موارد زیر اشاره کرد :
· پایداریموتور
· کارایی جعبه دنده
· یکپارچگی آب بندی
· طراحی قطعات
· سیستم انتقال
· بررسی واشرها
· نویز و لرزش
· انتقال حرارت
· شکل دهی صفحات فلزی
· تحلیل های فورج
· تحلیل مکانیزم
· مونتاژ
2صنعت ماشین سازی و ساخت: از کاربردهای ABAQUS در این صفت می توان به موارد زیر اشاره کرد :
· تحلیل های دینامیکی و صوتی ماشین های چرخنده از قبیل پمپ ها، موتورها و کمپرسورها
· تحلیل های ترمومکانیکی، خستگی دستگاه های مولد های انرژی مانند بویلرها، توربین ها و تبادل کنندههای حرارت
· طراحی سیستم های حفاظتی در برابر سقوط و غیره
· شبیه سازی عملکرد ابزاری چون دریل ها، سمباده زنها و دریل های بادی تحت ضربه و یا بار شدید
· تحلیل تصادف دستگاه های ریلی از قبیل لکوموتیوها و واگن ها
· تحلیل استاتیکی و دینامیکی سیستمهای لوله کشی تحت بارهای مختلف از قبیل حرارتی، فشار، زلزله و بارها
· تحلیل طول عمر و فرسودگی ساختار دستگاه های ساختمانسازی و کشاورزی
· پیشبینی طول عمر مکانیزم های مختلف از قبیل انتقال نیروی محرکه، ترمز و کلاچ
· شبیه سازی ترمومکانیکی در عملیات فرآوری مواد از قبیل نورد، قالب گیری و غیره
· ساخت مواد ترموپلاستیکی و پلیمری
· شبیهسازی جوشکاری
3صنعت لاستیک: از کاربردهای ABAQUS در این صنعت می توان به موارد زیر اشاره کرد :
· بوش زنی
· سیستم های درزبندی
· پایه موتور
· محصولات ورزشی
· سیستم های حذف لرزش
· تحلیل ترمومکانیکی محصولات لاستیکی
· مدل سازی تایر و شبیه سازی کارکرد آن :
· پنچری، چرخش، ترمز، ردگذاری و شبیه سازی در شرایط مختلف جاده
· تحلیل های تصادف
· مدل سازی تنش های تسمه
· شبیه سازی سایش
· تحلیل های آکوستیکی
4صنایع دفاعی و هوافضا: از کاربردهای ABAQUS در این صنعت می توان به موارد زیر اشاره کرد :
· تحلیل های استاتیکی، دینامیکی وآکوستیکی-ساختاری بدنه هواپیما
· شبیه سازی ساختارهای عظیم فضایی همچون سلول های خورشیدی، رادارهای فضایی و آنتنهای منعکس کننده
· شبیه سازی کارکرد قسمت های مختلف هواپیما از قبیل دیوارههای تحت فشار، پیچش و عدم تعادل بالها و انتشار ترک ها در بدنه
· ارزیابی گیرکردن پره ها و برخورد با پرندگان
· شبیه سازی ترمومکانیکی موتور هواپیماها وراکت ها در شرایط کاری مختلف
· بررسی طراحیهای مختلف تیغه توربینها
· شبیه سازی مکانیزمهای مختلف هواپیما، از قبیل ارابه فرود ، فلپ بالها و درهای محموله
· طراحی قطعات مقاوم در برابر انفجار
· شبیه سازی اثرات انفجار در زیر آب در کشتیها و زیر دریاییها
· کاهش نویز ایجاد شده توسط زیر دریایی ها و سیستم های نقلیه زیرآبی
· طراحی و شبیه سازی قطعات حیاتی از قبیل نازلها، موتورهای پیزو الکتریکی، لولاها و یاتاقانها
5کالاهای مصرفی و الکترونیکی : از کاربردهای ABAQUS در این صنعت می توان به موارد زیر اشاره کرد :
· آزمون سقوط
· فشار و بارگذاری بر روی بسته بندی و بدنه
· طراحی و ساخت مواد جدید از قبیل کاغذ ها و فیلم ها
· برهمکنش بدن انسان- دستگاه
· طراحی و ارزیابی خواص آکوستیکی تجهیزات صوتی
· شبیه سازی ترمومکانیکی محصولات الکترونیکی
· تحلیل حرارتی بسته بندی چبپها
· طراحی وسایل خانگی از قبیل شوینده ها و خشک کننده ها
6 پزشکی : از کاربردهای ABAQUS در این صنعت می توان به موارد زیر اشاره کرد :
· طراحی تجهیزات مختلف پزشکی
· طراحی رابط های مکانیکی که عموماً در تجهیزات پزشکی استفاده می شوند
· طراحی انواع پروتزها از قبیل پروتزهای زانو و پروتزهای دندان
· شبیه سازی فرسودگی و اثرات ضربه برای افزایش طول عمر و قابلیت اعتماد ایمپلنتها
· گرفتن تائیدیهها برای محصولات پزشکی
· طراحی دریچه قلب
· ارزیابی و پیشبینی جراحت ها
· طراحی سیستم های داروسازی، vascular stents ، catheters و غیره
· مدل سازی مفاصل
· شبیه سازی فیزیولوژیکی پاسخ سیستم های مختلف بدن
پارامترهاي تأثيرگذار در انتخاب ايرفويل:
با توجه به مطالبي كه در 5 قسمت قبلي آمد، اميدواريم بينش اوليه و جامع درباره ايرفويل پيدا كرده باشيد. حال به عنوان يك مهندس آيروديناميك مي خواهيم يك ايرفويل مناسب را از ميان انبوهي از ايرفويلهاي طراحي شده انتخاب كنيم.... به نظر شما چه پارامترهايي در انتخاب ما موثر است؟ در ادامه اين مباحث تا آنجا كه مقدوره پارامترهاي اصلي را معرفي خواهيم كرد...
متخصصان آيروديناميك و طراحان هواپيما براي انتخاب ايرفويل مناسب معمولا به چند منحني مهم كه از ايرفويلها بدست مي آيد توجه مي كنند... اين منحني ها به شرح زير هستند:
1) منحني تغييرات ضريب برآ به زاويه حمله (Cl-alpha)
2) منحني تغييرات L/D (يا همان Cl/Cd) به زاويه حمله (L/D-alpha)
3) منحني تغييرات ضريب گشتاور ايرفويل به زاويه حمله (Cm-alpha)
4) منحني تغييرات ضريب پسا به ضريب برآ (Cd-Cl)
منحني تغييرات ضريب برآ به زاويه حمله (Cl-alpha)
اين منحني در قسمتهاي قبلي به طور كامل شرح داده شد. سه پارامتر در اين نمودار وجود دارد كه براي طراحي بال هواپيما حائز اهميت هست: 1) ضريب برآي ماكزيمم 2) زاويه حمله واماندگي 3) زاويه حمله برآ صفر ( Zero lift angle of attack - زاويه اي كه در آن نيروي برآي ايرفويل صفر است.... اين زاويه غالبا منفي است)

ضريب برآي ماكزيمم هر چقدر بيشتر باشد هواپيما مي تواند در هنگام فرود با سرعت كمتر بنشيند كه اين خود باعث كوتاه شدن باند فرود مي شود... در هنگام برخاست هم هواپيما مي تواند زودتر از زمين بلند شود.... علاوه براين بالا بودن ضريب برآي ماكزميم مصرف سوخت را كاهش داده و هواپيما مي تواند محموله بيشتري را حمل كند.
زاويه واماندگي از ديگر مشخصه هاي مهم ايرفويل است.... هر چه قدر اين زاويه بزرگتر باشد جريان ديرتر از روي ايرفويل جدا مي شود و پديده واماندگي ديرتر اتفاق مي افتد. اين امر براي جنگنده ها كه نياز به مانور بالا دارند حياتي است. محدوده اين زاويه تقريبا 10 تا 15 درجه (بسته به نوع ايرفويل) مي باشد.
منحني تغييرات L/D (يا همان Cl/Cd) به زاويه حمله (L/D-alpha)
پارامتر L/D يا همان نسبت برآ به پسا يكي از مهمترين مشخصه ها ايرفويل و هواپيماست.... اين پارامتر معروف به « نسبت كارايي آيروديناميكي » هست... و معمولا طراحان و متخصصان آيروديناميك با عبارت L over D آن را تلفظ مي كنند. (پس اگر جايي شنيديد تعجب نكنيد!)... تلاشهاي زيادي شده است كه تا مي توانند اين نسبت را افزايش دهند زيرا افزايش آن به زبان ساده يعني افزايش نيروي برآ در عين كاهش نيروي پسا.... اين تعريف باخودش بسياري از مشكلات آيروديناميكي و طراحي را حل مي كند! در اين منحني٬ زاویه حمله ای که در آن L/D ماکزیمم می شود٬مهمترين پارامتر است:

اين زاويه بسيار با ارزش است .... زيرا اگر بال هواپيما در اين زاويه حمله پرواز كند بهترين كارايي را خواهد داشت... به همين دليل است كه اين زاويه به عنوان زاويه نصب بال انتخاب مي شود.... محدوده اين زاويه بين 3 تا 5 درجه براي ايرفويل است. مقدار L/D ماکزیمم هم پارامتر مهم دیگر این منحنی است.

منحني تغييرات ضريب گشتاور ايرفويل به زاويه حمله (Cm-alpha)
ابتدا بايد ذكر شود كه اين منحني مربوط به ايرفويل است و ربطي به منحني تعادل هواپيما ندارد. در منحني تعادل هواپيما٬ ضريب گشتاور كل هواپيما نسبت به زاويه حمله آن مورد بررسي قرار مي گيرد اما در اينجا منظور، ضريب گشتاور ايرفويل نسبت به تغيير زاويه حمله است.... با توجه به تعريف مركز آيروديناميكي مي توان فهميد كه چرا ضريب گشتاور حول مركز آيروديناميكي در منحني زير ثابت است:
مهمترين پارامتر اين منحني مقدار خود ضريب گشتاور است كه يك طراح و متخصص آيروديناميك مايل است تا مي تواند اين ضريب را كم كند. زيرا كم بودن آن به طراح اجازه مي دهد كه تعادل و پايداري بهتري را براي هواپيما به دست بياورد.
منحني تغييرات ضريب پسا به ضريب برآ (Cd-Cl)
اين منحني مهترين منحني يك ايرفويل مي باشد. در اين منحني كمترين مقدار Cd را Cdmin و Cl متناظر آن را Cli (ضريب برآي ايده آل)مي نامند. در اين منحني سه پارامتر بسيار با اهميت اند. پارامتر اول مقدار حداقل ضريب پسا (Cdmin) است كه هر قدر كمتر باشد مطلوب تر است. پارامتر دوم ضريب برآي ايده آل (Cli- Ideal Lift Coefficeint) كه در آن ضريب پسا حداقل است و آخرين پارامتر ضريب برآي طراحي (Cld- Design Lift Coefficeint) كه در آن نسبت L/D ماكزيمم است.

براي بدست آوردن نسبت برآي طراحي كافيست از مبدا مماسی به سمت راست منحني بكشيم. محل تماس اين مماس با منحني همان مقدار Cld مي باشد.
شرکت انگلیسی "هایپرمچ" در توافق با وزارت بارزگانی و صنعت انگلیس ظرف 10 سال آینده هواپیمای مافوق صوتی را وارد خطوط هوایی خواهد کرد که می تواند با سرعت حداکثر 2 هزار و 664 مایل بر ساعت (حدود 4 هزار و 288 کیلومتر بر ساعت) حرکت کند.
این هواپیما که Hypermach SonicStar نام دارد می تواند تا ارتفاع 62 هزار پایی (حدود 18 هزار و 900 متری) اوج بگیرد.
طرحهای مفهومی این هواپیمای آینده در نمایشگاه بین المللی هوا فضای پاریس به معرض دید عموم گذاشته شده است.
رئیس شرکت "هایپرمچ" در این خصوص توضیح داد: "ما به یک موتور فناورانه متحولانه دست یافته ایم که به ما اجازه می دهد یک هواپیمای مافوق سرعت را طراحی کنیم و یک سفر هوایی پر سرعت را به مسافران ارائه کنیم. هواپیمای ما تا ژوئن 2021 به عنوان اولین هواپیمای مافوق صوت هیبریدی به پرواز درخواهد آمد."
این هواپیما با دو موتور هیبریدی که در آنها میزان اثربخشی سوخت 30 درصد بیشتر از موتورهای "رولز رویس" هواپیماهای کنکورد است پرواز می کند.
این شرکت انگلیسی مدعی است که هواپیمای "سونیک استار" خواهد توانست فاصله لندن تا نیویورک را تنها در مدت 2 ساعت بپیماید.
همچنین زمان سفر از نیویورک تا سیدنی که با هواپیماهای فعلی 20 ساعت به طول می انجامد با این هواپیما به 5 ساعت خواهد رسید. در حالی که مدت زمان سفر از لندن تا سیدنی تنها سه ساعت و نیم خواهد بود.
براساس گزارش دیلی میل، این هواپیما از فناوری سوخت پلاسمای S-MAGJET بهره خواهد گرفت. این فناوری 40 تا 50 درصد توانایی موتور را در تبدیل سوخت به نیرو محرکه افزایش و بین 30 تا 35 درصد مصرف سوخت را کاهش خواهد داد.

